قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

10

تاريخ الفي ( فارسى )

اسلام » تمهيدات لازم جهت تأليف و تصنيف اين گنج شايگان را - كه به حق مىتوان آن را دايرة المعارف تاريخ اسلام ناميد - آماده كرد . ويژگى منحصر به‌فرد اين كتاب در بين كتب هم‌سنخ خود اين است كه بر خلاف تمام كتب تاريخى ، مبناى تأليف آن سال رحلت حضرت محمد ( ص ) است نه هجرت آن بزرگوار . عبد القادر بداؤنى كه خود از اعضاء هيئت مؤلفين كتاب بوده و پس از اتمام مجلّدات سه‌گانهء آن ، از طرف اكبر شاه مأموريت مىيابد ضمن مطابقت دادن مطالب مجلّدات سه‌گانه با منابع مورد استفاده ، « سنوات را كه به تقديم و تأخير نوشته شده‌اند ترتيب دهد » و به اصطلاح امروزى ويراستارى آنها را به عهده بگيرد ، در مورد انگيزه و هدف اكبر شاه از تأليف تاريخ الفى مىنويسد : جلال الدّين اكبر شاه در سال نهصد و نود و سه حكم فرمودند كه چون هزار سال از هجرت تمام شد و همه‌جا تاريخ هجرى مىنويسند ، حالا بايد كه تاريخى تأليف يابد جامع جميع احوال پادشاهان اسلام تا امروز كه در معنى ناسخ تاريخهاى ديگر باشد و نام آن را « الفى » نهند و در ذكر سنوات به جاى لفظ هجرت لفظ رحلت نويسند . و از روز وفات حضرت ختمىپناه ، صلوات اللّه عليه و سلّم ( چهارشنبه دوازدهم ربيع الاوّل سال يازدهم هجرى ) نوشتن وقايع عالم را تا اليوم به هفت كس امر كردند ، چنان كه سال اوّل را نقيب خان ( مير غياث الدّين علىّ بن عبد اللطيف قزوينى نويسد ، و سال دوم را شاه فتح اللّه شيرازى و على هذا القياس حكيم همام ( همايون بن عبد الرزّاق گيلانى ) كه در آن ايّام از گجرات آمده بود ، و نيز ميرزا نظام الدّين احمد ( مؤلّف طبقات اكبرى « 1 » متوفّى به سال 1003 ) و فقير ( - بداؤنى ) . . . . همچنين ترتيب سى و پنج سال مرتّب شد و از سال سى و ششم حكم شد كه من بعد ملا احمد تتوى به كتابت تاريخ الفى منفرد و مخصوص بوده مىنوشته باشد ؛ و اين معنى به سفارش حكيم ابو الفتح ( گيلانى ) بود . او . . . از نهايت تعصّب كه داشت موافق اعتقاد خويش هرچه خواست نوشت ، « 2 » چنانچه عيان است . تا زمان چنگيز خان آن وقايع را در دو جلد تمام كرد ، تا آنكه ميرزا فولاد برلاس او را ( در پانزدهم صفر 996 ه . ق . ) به قتل رسانيد . بقيّهء احوال

--> ( 1 ) . تاريخ هندوستان است تأليف خواجه نظام الدّين احمد بن خواجه مقيم هروى ، شامل سه مجلّد ، از احوال ناصر الدّين سبكتكين تا آخر سال سى و هشتم سلطنت جلال الدّين اكبر شاه . اين نخستين كتابى است كه جامع احوال جميع سلاطين سواد اعظم هندوستان است . تاريخ تأليف آن هزار و دو هجرى است . ( 2 ) . بداؤنى سنّى بود و مخالف احمد تتوى شيعى يا ، به قول او ، رافضى . در نتيجه ، مطالب نوشتهء وى را غرض‌آلود و تعصب‌آميز مىانگارد .